الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
185
تفسير مجمع البيان (فارسى)
باش . آيا براى او همتايى مىشناسى ؟ قرائت : نورث : رويس از يعقوب ، به تشديد و ديگران بدون تشديد قرائت كردهاند و هر دو بيك معنى است . هل تعلم : در بعضى از روايات از ابو عمرو ادغام لام در تاء نقل شده است . ابو على گويد : به رأى سيبويه ادغام لام در تاء و دال و طاء و صاد و زاء و سين جايز است ، زيرا مخرج لام به مخرج اين حروف نزديك است . اعراب : جَنَّاتِ عَدْنٍ : منصوب و بدل از « الجنة » . بالغيب : حال . صاحب حال « جنات عدن » . سلاماً : استثناى منقطع . يعنى « لكن يسمعون سلاما » . رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ : بدل از « ربك » يا خبر مبتداى محذوف . شأن نزول : گويند : عاص بن وائل اجرت اجير خود را نداد و گفت : اگر محمد ، حق باشد ، ما به بهشت و نعمتهاى آن اولى هستيم . و در آنجا اجرتش را مىدهم . از اينرو اين آيه نازل شد : تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي . . . برخى گويند : بعد از آنكه از پيامبر قصهء اصحاب كهف و ذو القرنين و روح سؤال شد ، چند روزى وحى نازل نشد . اين امر بر پيامبر دشوار آمد . هنگامى كه جبرئيل نازل شد ، از دير شدن وحى سخن گفت ، از اينرو فرمود : وَ ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ . مقصود : اكنون در وصف بهشت مىفرمايد : جَنَّاتِ عَدْنٍ : بهشتهاى عدن ، يعنى بهشتهايى است كه محل اقامت مؤمنين هستند . در آيهء پيش ، « جنة » به صورت مفرد و در اينجا به صورت جمع « جنات » گفته است . گويا آن يك بهشت ، مشتمل بر بهشتهايى است . برخى گويند : در همان بهشت بزرگ ،